بدون عنوان
سلام عزیزکم دختر مامان امروز 27 هفته و 1 روزه که تو دل مامانی هستی تا حالا همت نکرده بودم برات وبلاگ درست کنم ملوسکم اما الهام جون دوست مامانی مهربونی کردن و وبلاگ برات درست کردن ماهم ازش ممنونیم ، و دعا می کنیم که ایشاله خانواده سه نفریشون همیشه شاد و خوشحال باشن .
امروز که دارم برات مطلب می نویسم 30 آذر و شب یلدا هست قراره همگی بریم خونه مامانی فاطی و آقا جون ولی من هنوز سرکاره
تازه به خاطر شما دوشنبه که مصادفه با اربعین می خوایم اسبب کشی کنیم بریم خونه جدید که شما هم برای خودت اتاق داشته باشی گلم به خاطر همین مامان سمیرا خیلی خیلی خسته شده و شماهم اذیت شدی ولی قول میدم به محض اینکه اسباب ها رو بردیم حسابی استراحت کنم .
عروسکم 5 شنبه به تاریخ 28/09/92 رفتم دکتر چون سری قبل شما خیلی کم تکون خوردی من حسابی ترسیده بودم و نگران دختر گلم شده بودم قرار بر این شد که 2 هفته بعدش یعنی 5 شنبه مجدد برم که فشارم خیلی پایین بود و وزنم اصلا اضافه نشده بود به خاطر همین دکت برام آزمایش نوشت همراه با آز گلوکز و چون ی هاله قرمز خونی تو چشم مامان بود دکتر ی کمی گران کردم تازه الان خیلی خوب شده
قربونت برم که الان داری تو دلم وول می خوری عزیزکم حالا کم کم میام از روزای قبلت برات می نویسم
ایشاله همه نی نی های دنیا به سلامتی بیان تو بغل مامان و باباشون تو هم جزاونها باشی الهی آمین

بدون عنوان
